خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : انصاريان )
3
نهج البلاغة ( فارسى )
آفرينش فرشتگان سپس ميان آسمانهاى بلند را از هم گشود ، و از فرشتگان گوناگون خود پر كرد . گروهى در سجدهاند و آنان را ركوعى نيست ، برخى در ركوعند بدون قدرت بر قيام ، و عدّهاى بدون حركت از جاى خود در حال قيامند ، و شمارى خالى از ملالت و خستگى در تسبيحاند ، خواب در ديده ، بيهوشى در عقل ، سستى در كالبد ، و غفلت در فراموشى به آنان راه ندارد . و برخى امين وحى خداوند ، و زبان گويا به سوى پيامبران ، و واسطهء اجراى حكم و فرمان حقاند . گروهى محافظان بندگان از حوادث ، و دربانان درهاى بهشتهايند . بعضى قدمهايى ثابت در قعر زمينها ، و گردنهايى بالاتر از برترين آسمان ، و هيكلهايى از پهندشت هستى گستردهتر ، و دوشهايى مناسب پايههاى عرش دارند ، ديدگانشان در برابر عظمت عرش به زير افتاده ، و در زير آن جايگاه در بالهاى خود پيچيدهاند ، بين آنان و موجودات ما دونشان حجابهايى از عزّت ، و پردههايى از قدرت افكنده شده . در خيال خود براى خداوند صورتى تصوير ننمايند ، و صفات او را چون اوصاف مخلوقات نينگارند ، و به مكانها محدودش نسازند ، و او را به همانند و اشباه اشاره نكنند . قسمتى از اين خطبه در وصف آفرينش آدم ( ع ) سپس خداوند سبحان از قسمتهاى سخت ، و نرم ، و شيرين ، و شور زمين ، خاكى را جمع كرد و بر آن آب پاشيد تا پاك و خالص شد ، آنگاه آن مادّهء خالص را با رطوبت آب به صورت گل چسبنده در آورد ، سپس از آن گل ، صورتى پديد آورد داراى جوانب گوناگون و پيوستگىها ، و اعضاى مختلفه و گسيختگىها . آن صورت را خشكاند ، تا خود را گرفت ، و محكم و نرم ساخت تا خشك و سفالين شد ، و او را تا زمان معين ، و وقت مقرّر به حال خود گذاشت . سپس از دم خود بر آن مادهء شكل گرفته دميد ، تا به صورت انسانى زنده در آمد ، داراى اذهان و افكارى كه در جهت نظام حياتش به كار برد ، و اعضايى كه به خدمت گيرد ، و ابزارى كه به وسيله آنها زندگى را بچرخاند ، و معرفتش داد تا بين حق و باطل تميز دهد ، و مزهها و بوها و رنگها و جنسهاى گوناگون را از هم باز شناسد ، در حالى كه اين موجود معجونى بود از طينت رنگهاى مختلف ، و همسانهايى نظير هم ،